تبلیغات
سمبل - کبریت

کبریت

تاریخ:شنبه 19 اردیبهشت 1394-11:23 ب.ظ

ساعت یک و نیم نصف شب

فقط یکبار
برای من مفهوم تازه ای داشت
کیسه زباله را که توی کوچه گذاشتم
مامور شهرداری، بلند گوزید
فکر نمی کرد من پشت سرش باشم
« چقدر زباله ها بو می دن » : گفت
راست می گفت
دست های من کوچک شده بود
در حیات را بستم
حمید تقی آبادی



نوع مطلب : شعر طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر